عزيزمي
امشب آترين زود خوابيده و به من اين فرصت رو داده كه به اينجا سر بزنم.البته امروز من موسسه بودم و حدس ميزنم اونقدر با مامان زري بازي كرده كه اينقدر خسته شده.دوباره به انگليسي علاقمند شده و سي ديها رو خوب نگاه ميكنه و تكرار ميكنه ميگه اي لاب يو.امبرلا و خيلي چيزاي ديگه.البته ازون طرف هم تركيش بخاطر اين اهنگاي تركي خوب پيشرفت كرده سكينه ناي ناي. توماني ات مني توت مني از چيزاييكه ميخونه.به عروسكاش ميگه جيگرم عسلم عزيزم ميگه بشين تو كالسكه ببرمت بيرون هوا بخوري.با رها خيلي مهربونه همين حرفارو به اونم ميزنه.چند شب پيش نصف شب بيدار شده دنبال ستاره تو اسمون ميگشت تا اخر شبخواب ستاره دار رو براش روشن كردم تا خوابش برده.22 بهمن رفته بوديم خونه عمه شيري...
نویسنده :
فرشته
22:58


